ربات خودروهای داخلی خودروسازان کارخانه

ربات: خودروهای داخلی خودروسازان کارخانه مسابقه ماشین بازار میلیون اختلاف

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری دوره پولسازی با یک مشت عروسک گذشته؟!

به گزارش بانی فیلم، در دوران طلایی سینمای کودک این تضمین وجود داشت که فیلم ها در هر صورت در سینماها اکران می شوند و به فروش بالایی دست پیدا می کنند. در آن وق

دوره پولسازی با یک مشت عروسک گذشته؟!

دوره پولسازی با یک مشت عروسک گذشته؟!

عبارات مهم : سینما

به گزارش بانی فیلم، در دوران طلایی سینمای کودک این تضمین وجود داشت که فیلم ها در هر صورت در سینماها اکران می شوند و به فروش بالایی دست پیدا می کنند. در آن وقت برنامه هایی وجود داشت که فیلم های کودک در طول سال به تناوب اکران می شد و این امر تضمین شده است بود. در حال حاضر فیلم های زیادی داریم که سالهاست آخر صف اکران مانده اند و یا اگر اکران می شوند، شرایط خوبی جهت آنها در نظر گرفته نمی شود. در این شرایط سینماداران هم به علت به صرفه نبودن پخش فیلم های کودک، کمتر رغبتی جهت نمایش این آثار دارند. متأسفانه شرکت سینمایی هم چندان برنامه ریزی و تدبیر مدونی جهت تولید و پخش فیلم های سینمایی ژانر کودک ندارد و این معضل بیش از هر توصیه دیگری به افول اینگونه سینمایی دامن زده است.

بی توجهی به عنصر مهم فانتزی در آثار سینمای کودک در آثار این ژانر می تواند چاشنی شیرین و جذابی را از آن دریغ کند. فانتزی شیوه بیانی است که در آن، اصول و قواعد معقول و واقعی دنیا عِلّی را بهم می ریزد تا جهانی دلخواه خود پدید آید و همین، محمل مناسبی است تا بتوان جهت بیان سرگذشت ها و ماجراهای هیجان انگیز و شوق آور، به رمز و راز و جادو روی آورد. ولی متأسفانه این امر مهم نیز در تولیدات سینمای کودک کشور عزیزمان ایران در دهه های گذشته به کلی به فراموشی سپرده شده است است.

دوره پولسازی با یک مشت عروسک گذشته؟!

دوران طلایی سینمای کودک و نوجوان در دهه های ۶۰ و ۷۰ به تاریخ پیوسته و همه اهل سینما چه سینماگران و چه تماشاگران کودک و نوجوان دیروز، از آن سال ها به نیکی و با خاطراتی خوش یاد می کنند. بخشی از این یادآوری همراه با نیکنامی، قطعاً به نوستالژی بازی ما ایرانی ها برمی گردد، ولی بخش عمده و مهم آن حتما به کیفیت خوب فیلم های کودکان و نوجوان آن موقع البته با توجه به اوضاع و امکانات و توقعات همان سال های سینمای ایران، مربوط می شود. فیلم های آن وقت سینمای کودکان و نوجوانان کشور عزیزمان ایران قصه گوتر، فانتزی تر و رویایی تر بودند.

سینمای کودک ما بسیار مظلوم واقع شده است هست. بدون شک ما در دهه ۶۰ کارهای بیشتری در زمینه کودک و نوجوان داشتیم و متأسفانه در دهه ۷۰ محدود و از دهه ۸۰ نابود شد و بازار سینمای کودک و نوجوان راکد شد.

در حال حاضر فیلم «خاله قورباغه» روی پرده است و با الهام از مجموعه تلویزیونی قدیمی و محبوبی به همین نام ساخته شده است هست. حالا این مجموعه تبدیل به فیلمی سینمایی شده است و اکران خود را از ششم تیر ماه شروع کرده هست. این فیلم، هم فضایی آشنا جهت فرزند های دهه ۱۳۶۰ دارد و هم جهت فرزند های دهه ۱۳۹۰. البت هطی این مدت کوتاه گذشته از اکران،فیلم «خاله قورباغه» فروش خوبی در سینما نداشته، ولی باید صبر کرد تا جام جهانی به آخر برسد تا مشخص شود این فیلم می تواند جای خود را در آشفته بازار اکران پیدا کند یا خیر.

در گزارش حاضر به بررسی جایگاه این سینما در گفت وگو با تعدادی از فعالان آن نشستیم.
***

به گزارش بانی فیلم، در دوران طلایی سینمای کودک این تضمین وجود داشت که فیلم ها در هر صورت در سینماها اکران می شوند و به فروش بالایی دست پیدا می کنند. در آن وق

عادل بزدوده:
آوردن عروسکهای ناشناخته به سینما ریسک است
عادل بزدوده ملقب به پدر عروسک ها اعتقاد است: «کلاه قرمزی و پسرخاله» چون اغلب پرسشها مبتلا به بزرگسالان را در قالبی کودکانه مطرح می کنند،هنوز بین این رده سنی طرفدار دارند.

این طراح و سازنده عروسک راجع به اینکه فیلم های عروسکی امروز جهت این قشر جالب است یا خیر، به بانی فیلم گفت: فکر می کنم این پرسش را به چند قسمت باید تقسیم کرد. اول اینکه ما چقدر فرزند را می توانیم از تفریحات سرگرم کننده دور کنیم و چقدر می توانیم بیش از حد برنامه های سرگرم کننده فراهم کنیم که فقط اوقات فراغتش سپری شود. همه اینها مورد نیاز و ملزوم همدیگرند؛ مثل غذایی می ماند که خوشمزه هست، ولی معده یک مقدار از آنرا می پذیرد و بنابراین اگر زیادتر از آن حد خورده شود و به ظاهر خوشمزه هم هست، حال آدم را بد می کند. هر چیزی به نظرم باید به اندازه صرف شود. کار فرهنگی، تفریحی و آموزشی همه اینها اگر زمینه فرهنگی اش منطقی و درست باشد، هیچ اشکالی ندارد.باید آثاری داشته باشیم که فرزند به فضای فان آن بخندد، با آن شوخی کند یا لذت ببرد یا انرژی مثبتش بیرون بیاید و داد بزند و در کل ذوق و شوقش را داشته باشد. در کنارش باید فیلم هایی هم داشته باشیم تفکر برانگیز و تعقل برانگیز. هر دوی اینها به نظرم روندی کاملاً عادی را در ارتباط با تماشاگر کودک سپری می کند. هر کدام از اینها اگر سر جای خودش باشد هیچ مشکلی ندارد و هیچ آسیبی به مخاطب وارد نمی کند.

خالق عروسک های «شهر موش ها» در پاسخ به اینکه آیا خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود که تماشاگر از آن پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش بالاست، توضیح داد: سری مجموعه های «کلاه قرمزی و پسرخاله» از قاب تلویزیون بارها تکرار شد و خاطره سازی در ذهن همه ایجاد کرد؛بنابراین هنگامی که نسخه های سینمایی آن هم اکران شدند، تعجبی ندارد که همه با اشتیاق به تماشایش رفتند. فکر می کنم دوستان بزرگوارم در سینما اگر عروسک هایی که ظاهرشان در هیچ جایی به نمایش در نیامده را یک دفعه به سینما می آورند، ریسک بزرگ و خطرناکی می کنند. به هر حال نباید فراموش کرد فرزند های ما عادت به تصاویری دارند که بیش از حد تکرار شده است باشد و این تکرار البته محاسن و معایبی دارد. به هر حال کاراکترهایی مثل «کلاه قرمزی و پسرخاله» آشنا شده است اند. حالا اینکه «کلاه قرمزی و پسرخاله» از قاب تلویزیون به سینما می آیند و حرف های بزرگسالانه می زنند این یک بحث و کارکرد دیگر دارد که دوستان از این حربه توانسته اند خوب استفاده کنند و کاری بسازند که ممکن است هیچ فرزند امروزی به سینما نیاید، ولی بزرگسالان به خاطر اینکه پرسشها راجع به آنان در این سری فیلم ها مطرح می شود، مشتاقانه تماشاگرش می شوند. هر چند این هم جزوی از شاخصه های این هنر است که عروسک ها این توانایی را دارند تا پرسشها و پرسشها بزرگسالان را مطرح کنند.

***
رضا فیاضی:
فیلم های عروسکی در سینمای کشور عزیزمان ایران جهت کودکان جالب نیستند
رضا فیاضی اعتقاد است: انیمیشن هایی که در سینمای دنیا اکران می شوند به خاطر شدت هیجان، حرکت و تکنیک های خاصشان، رکوردشکن و پرتماشاگر هستند، ولی فیلم های عروسکی در سینمای کشور عزیزمان ایران این توانمندی ها را ندارند.

بازیگر فیلم کودکانه «در به در ها» راجع به اینکه آیا فیلم های عروسکی امروز جهت این قشر جالب است یا خیر، به بانی فیلم گفت: مطمئناً جواب نمی دهد. فرزند های امروز دیگر شاید حتی «زی زی گولو» که خاطرتان است چقدر شیرین زبان بود را هم نگاه نکنند، چون برایشان جالب نیست. خودم که کتابفروشی دارم، الان کتاب و CD این مجموعه را هم که چاپ شده، عرضه می کنم، ولی می بینم جهت کودک و نوجوان امروزجذابیتی ندارد و آنرا نمی خرند. شما ببینید انیمیشن هایی که در سینمای دنیا اکران می شوند به خاطر اینکه آنقدر هیجان، حرکت و تکنیک های خاص دارند، اغلب در گیشه رکوردشکن هستند. ولی فیلم های عروسکی در سینمای کشور عزیزمان ایران این توانمندی ها را ندارند، در نتیجه جالب نیستند.

بازیگر فیلم «نرگس مست» راجع به اینکه خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها چقدر تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش بالاست، افزود: نگاه کنید در «مدرسه موشها» به کارگردانی مرضیه برومند که از تلویزیون پخش و با استقبال زیادی روبه رو شد، بخشی از تماشاگران از آن پیشینه ذهنی داشتند، ولی در سینما اکران شد، فروش چندانبالایی نکرد. دوران عوض شده است است و خوراک دیگری مورد نیاز دارد. آنهایی به تماشای این فیلم نشستند که با آن خاطره داشتند و لذت بردند، ولی فرزند های تازه یا نگاه نکردند یا برایشان خیلی بی تفاوت بوده هست. در حال حاضر اتفاقاتی که می افتد زیاد بزرگسالان با آن ارتباط برقرار می کنند، چون پرسشها سیاسی، اجتماعی و… زیادی وجود دارد که زیاد بزرگسالان با آنها ارتباط برقرار می کنند تا فرزند ها. باید تکنیک تازه یا مسائلی که فرزند ها با آن درگیر هستند را به کارهای نمایشی و سینمایی افزود. ضمن اینکه بهتر است فضای فانتزی بیشتری داشته باشند تا فرزند ها جذبش شوند.

دوره پولسازی با یک مشت عروسک گذشته؟!

***
نادره ترکمانی:
عروسکهای بی شناسنامه کمتر در سینما جواب می گیرند
کارگردان «گورداله و عمه غوله» اعتقاد دارد: فرزند ها می توانند در آثار سینمایی مربوط به خودشان خیلی از مباحث اجتماعی را یاد بگیرند و این فیلمها یک نوع کلاس درس جهت فرزند هاست.

نادره ترکمانی راجع به اینکه فیلم های عروسکی امروز جهت این قشر جالب است یا خیر، به بانی فیلم گفت: دو بحث در این مسئله داریم. یکی بحث مخاطب شناسی و دیگری بحث مواجه شدن تکنیک خاص در سینمای کشور عزیزمان ایران و جهان. کارهای عروسکی زمینه ای در ذهن کودکان و نوجوانان امروز و دیروز دارد. از آنجایی که اغلب فرزند ها از کودکی هنگامی که به دنیا می آیند یک ابزار بازی به نام عروسک در اختیارشان قرار می گیرد، بعد با این وسیلهچندان بیگانه نیستند.حال این ابزار امروزه گسترده تر، متنوع تر، رنگارنگ تر و چند جانبه شده است ؛تا جایی که حتی ما بزرگسالان هم هنگامی که در اسباب فروشی ها نمونه هایی از آنها را می بینیم، خوشمان می آید. در واقع در ترکیب زندگی اقوام ایرانی عروسک بوده؛ یعنی عروسک بازی چه با چوب ، ذغال،گِل یا پارچه هر لحظه بوده هست. عنصر عروسک هر لحظه ابزار و وسیله ای جهت سرگرمی کودک تلقی شده است هست. شاید به همین علت این مقوله وارد دنیا سینما می شود که تضمین ارتباط موفق با مخاطب خودش را ایجاد کرده. به لحاظ تکنیکی، عروسک و کارهای عروسکی فی ذاته می توانند با مخاطب خودشان ارتباط برقرار کند. چه با کودکان چه با نوجوانان و خردسالان و چه بزرگسالان این یک بحث است.

او ادامه داد: مسئله بعدی که می تواند مؤثرتر باشد، نوع قصه ای است که با این عروسک ها روایت می کنیم. نوع قصه ای که روایت می شود هر چقدر جالب تر، صمیمانه تر و مرتبط تر با فرزند ها باشد، فرزند ها ارتباط بهتری با آن برقرار می کنند. شما هنگامی که «کلاه قرمزی» را می بینید، یک عروسک است با چشمانی فیکس که اکت ندارد، فقط دهانش حرکت می کند و اندام هایش خیلی حرکت ندارد، ولی بعد چطور مخاطب با آن ارتباط برقرار می کند و چطور دوستش دارد؟! در این بین عروسک های دیگری هم بودند مثل «سنجد» که به وسیله نگار استخر به حرکت در می آمد و خیلی از ما چقدر این عروسک را دوست داشتیم و با آن ارتباط برقرار می کردیم. الان شخصیت «جناب خان» در برنامه بزرگسال دیده می شود و به واسطه نوع ارتباطی که مخاطب با آن برقرار کرده، منطقی، دلچسب و خوب از آب درآمده. بنابراین تکنیک عروسکی می تواند ارتباط با مخاطب برقرار کند، منتها آنچه مسلم و مهم به نظر می آید، نوع قصه ای است که روایت می شود؛ اینکه این قصه آیا دغدغه یا مورد علاقه گروه مخاطب خودش است یا خیر؟! اصولاً اگر بعضی از فیلم ها را نگاه کنید، قصه ارزش به نحوی با کودک و نوجوانان ارتباط برقرار نمی کند و در برابر فیلم های عروسکی داریم که نوع قصه و فضاشان با کودک و نوجوانان ارتباط برقرار می کند.فکر می کنم از این رهگذر باید به این نتیجه رسید که جنبه های رئال و فانتزی در آثار عروسکی یا تلفیقی از آنها چه حد و مرزی باید داشته باشد.باید مهم باشد اینکه چه قصه ای روایت شود و این قصه مؤثر و جالب جهت کودک و نوجوانان باشد یک بحث جداگانه ای است.

کارگردان «خاله سوسکه» راجع به اینکه خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها چقدر تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود که پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش اوج خواهدبود،اظهار داشت: به توصیه خوبی اشاره کرده اید. در کشور ما معمولاً مخاطبان هنگامی که که آشنایی قبلی با یک صورت دارند، ارتباط بهتری با با فیلمها وسریالهای که بعداً با حضور همان صورت ساخته می شود، برقرار می کنند. اصلاً این در مورد نه فقط عروسک، بلکه در مورد آثار دیگر هم هست. مثلاً بر فرض مثال فلان بازیگر را دوست دارید یا فلان بازیگر در خاطرات شما اثر خوبی ایجاد کرده هست. این بازیگر در هر اثری بازی کند، شما دوستش خواهیدداشت. بنابراین هنگامی که فیلمی اکران می شود و آن بازیگر موردپسند شما در فیلم بازی کرده، آن فیلم را نگاه می کنید. یعنی با پیش زمینه قبلی خودمان گاهی وقتها آثار تازه روی پرده را گزینش و نگاه می کنیم.این در مورد عروسک شدتش زیاد هست؛ یعنی مخاطب پیش زمینه، نوستالژی و یا پیش آگاهی نسبت به آن دارد، در نتیجه هنگامی که همان شخصیت در یک اثر دیگر یا روی پرده سینما می آید، خود به خود آن فیلم را با توجه به حس نوستالژی نسبت به شخصیتی که در ذهنش بوده با رغبت بیشتری تماشا می کند و این یک واقعیت هست. در واقع به نظرم عروسکهای بی شناسنامه کمتر در سینما جواب می گیرند. البته ما در فیلم «گورداله» ریسک کردیم و یک سری شخصیت هایی داشتیم که هیچ پیش زمینه قبلی جهت مخاطب نداشتند.

به گزارش بانی فیلم، در دوران طلایی سینمای کودک این تضمین وجود داشت که فیلم ها در هر صورت در سینماها اکران می شوند و به فروش بالایی دست پیدا می کنند. در آن وق

او خاطر نشان کرد:به نظرم در مورد فیلم های عروسکی این ماجرا زیاد صادق است که خوب از قبل پیش زمینه ای روشنی جهت مخاطبان داشته باشند و بعد روی پرده سینما از پیش زمینه استفاده شود و مخاطب با قصه جدیدتری به سالن سینما دعوت شود. حالا فکر کنید فیلمی ساخته می شود، بسیار خوب و کاملاً سینمایی و قصه خیلی خوبی هم دارد و در آن از بازیگرانی استفاده شده است که از بومی های یک منطقه هستند و هیچکدام بازیگران صورت ای نیستند. هنگامی که این فیلم روی پرده می رود، بی شک خیلی با اقبال عمومی مواجه نمی شود، چون سینما روها بازیگران را نمی شناسند؛ ولی اگر در همان فیلم با همان قصه و… ،تعدادی بازیگر آشنا شده است شده حضور داشته باشند، مخاطبان مشتاقانه فیلم را نگاه و با آن ارتباط برقرار می کنند. پیش زمینه آشنایی نسبت به شخصیت هایی که روی پرده سینما قرار می گیرند قطعاً در فروش و دیده شدن فیلمها مؤثر هست. در مورد ژانر عروسکی بحث سلیقه کودک و نوجوان زیاد مدنظر است و کار عروسکی که روی پرده سینما می رود و جهت کودک و نوجوان قصه ای را روایت می کند،باید با این سلیقه هماهنگ باشد. البته به هر حال نمی توان منکر شد شخصیتها و عروسکهایی که در فیلم هستند، اگر پیش زمینه ای در ذهن کودک و نوجوان داشته باشند، قطعاً اثر بهتر دیده می شوند. به همین علت در حوزه سینمای کودک و نوجوان تلویزیون خیلی باید همکاری کند که اگر اثری قرار است روی پرده سینما برود، تلویزیون به معرفی آن شخصیت ها کمک کند. فرزند ها می توانند در آثار سینمایی مربوط به خودشان خیلی از مباحث اجتماعی را یاد بگیرند و یک نوع کلاس درس جهت فرزند ها است.

واژه های کلیدی: سینما | عروسک | فرزند | مخاطب | ارتباط | سینمای | سینمایی | سینماگران

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz